بُوَد ايراج چون تابنده خورشيد

عزيزان همتي والا گماريم
ز فرصت ها غنيمت ها شماريم
دگر باره   كنيم   تاريخ  زنده
ز نو احيا شود هر آنچه مرده
بسازيم آن بناهاي قديمي
كه روزي داشتند قرب عظيمي
بدانيم قدر اين ميراث خفته
كه جا مانده ز اسلاف گذشته
زماني ارزش آن آيد حاصل
ز دستش داده ايم ديگر چه حاصل
هر آنكس آن ندارد ، قدر داند
ببايد نسل ما قدرش بداند
زمان حال به همّ  و سعي مشكور
بشد ايراج ما معروف و مشهور
بيايند از بلاد دور و نزديك
كه تا تاريخ ما بينند ز نزديك
ز يك سو منبع كار است ياران
ز يك سو حفظ آثار است ياران
ز يك سو اين جوانان برومند
كه هريك كوچ كرده رو به شهرند
دگر ايراج خود را كرده آباد
ز رنج كار بيرون گشته آزاد
به پاس همت اين شيرمردان
بود ايراج ما آباد و عمران
اگر اين چند جوان سخت كوشا
كنند عزم سفر از خطه ما
دگر زنگ خطر احساس بايد
كنيم فكري و چاره ساز بايد
شود كار و مدارس هر دو تعطيل
چرا كه رشد جمعيت به تحليل
گرش باشد چنين اوضاع و احوال
ببايد چاره انديشيد في الحال


« به   اميد   طلوع  صبح  اميد
بُوَد ايراج چون تابنده خورشيد »

صادق موبد

 

مطالب مرتبط