روستای ایراج


دشت کویر آفتاب سوزان و درخشان و آسمان تابنده ای دارد که طبع عاشقانه می پروراند  پرتو زرین این آفتاب مخصوصاً در مرکز این کویر بیشتر درخشندگی دارد زیرا لطافت هوابا فروزندگی آفتاب همراه است . در دامنه کوه های مصفا و حاصلخیز ودر کنار دره های عمیق با سنگ آب های پر آب و درختان وحشی یک روستای ایرانی مدت ها است که اسیر شادمانی زمانی قرین اندوه و تاراج باغبان بوده است . این روستا چون دختری گلچهره ، بساط رنگارنگ کوچه های با صفا و بنا های رنگین شرقی خود را در زیر آسمان و آفتاب طلایی کویری گسترانده و هزاران سال است که زیر هوای الماس گون کویر طنازی می کند.
ایراج روستایی است که اولین نژاد ایرانی در نخستین روزهای تمدن خود بنا کرده است و همواره سدی در برابر تاخت وتاز وحشیان بوده است و هنوز زخم های آن نامردان بر پیکره آن نمایان است اما هرگز کمر خم نکرده است ، هنوز دیوارهای سنگی و ستون های بر افراشته آن بر فراز آن تپه قدیمی آشکار است .
آن خانه های خشتی و گلی و سقف های طاقدیسی که معماران آن را با قلم زرنگار و سلیقه دلنواز خود زینت داده و شاهکار های بسیاری از روح زنده ایرانی بودن را در روستای طرب انگیز ایراج که اقتدار آسمان کویر و بزرگی آفتاب ایران را آشکار می سازد به نمایش گذاشته اند .

این روستا با چشمه هایی از آب زمزم و کوثر و درختانی از طوبی و سدره بهشتی و هوای ملایم ولطیف بهاری هیچ مناسبتی با آسمان زنگارگون و بوی نفت که نشان از قیافه در هم و گرفته شهر است ندارد .
صبح ها هنگام سپیده دم و ظهر ها در موقع تابش شدید آفتاب و عصر ها هنگامی که روز دیگر آماده رفتن شده است و جای خود را به شب می سپارد بانگ ملایم  و زیبای مؤذن و آواز عاشقانه او سال ها است که طنین انداز روستا است .
آسمان نیلی ایراج مدت ها است که قبا های بلند و کلاهای نمدی و قیافه های جدی ولی بشاش مردان با وقار و گیسوان سیاه رنگ دخترک ها و چادر های گل دار و چهار قد های سپید زنان را که طاق ابروهای آنان مثال کمان آرش از گوشه چهار قد نمایان است می بیند .
ایراج روستایی است با وفا که هرگز عهد خود را با دلداده خود نشکسته است و هیچ یک از دلنوازی های خود را از دست نداده است و همیشه با آغوشی از گل و لبخند میهمانان خود را به آغوش می کشد.

علی اکبر نجفی

مطالب مرتبط