تاریخچه منک

" منک " مزرعه ای است نسبتاً بزرگ که در 10 کیلو متری جنوب روستای ایراج ( از توابع بخش خور و بیابانک ، شهرستان نایین ، استان اصفهان ) واقع شده است .
این مزرعه از شمال به کوه بلند و زیبای سلیمان و از جنوب به کوه صوفه و از غرب به مزرعه بهین و از شرق به مزرعه دادکین خنج منتهی می شود . این منطقه کاملاً کوهستانی است که دنباله سلسله جبال زاگرس مرکزی ایران  می باشد .
در روستای ایراج مقابل مخابرات و خانه بهداشت ، جاده خاکی وجود دارد که به سمت جنوب پس از طی مسافت 10 کیلومتر به مزرعه منک  می رسد . در این مسیر محل هایی به نام های " چیل اسبی " ( منظور از چیل چند سنگ می باشد  که بر روی هم گذاشته می شود و راهنمای مسافران در بیابان می باشد ) ، " تل محب " ، " رودخانه بازارو " ، " رودخانه بادامی"، " سنگ تسبیح " ( = سنگی سیاه رنگ که دانه هایی سفید شبیه تسبیح روی آن وجود دارد ) ، " رودخانه سوهانو " ، " مزرعه اسلام دشت " ، " کال شیطان " ( کال = غار کوچک ) ، " سر  چشمه " ،" کتل مزارو " ( قبر چند نفر گمنام و کسانی که در قدیم در این مزرعه فوت کرده اند ) و " گل سرخو " ( زمینی به رنگ سرخ) وجود دارد.
در مسیر جاده ایراج به منک بعد از رودخانه سوهانو جاده به دو قسمت تقسیم می شود که یک قسمت به معدن گچ می رود و قسمتی دیگر به منک منتهی می شود . این معدن با ذخیره گچ فراوان و طی آزمایشاتی که بر روی خاک آن صورت گرفته دارای بهترین گچ با درصد ناخالصی کم می باشد که گچ آن به کارخانه پخت گچ  "گولار"  منتقل و مورد استفاده قرار می گیرد .
اسلام دشت که ذکر آن در بالا آمد ، مزرعه ای کوچک در 2 کیلومتری غرب منک می باشد  که آب آن از دو چشمه به نام های " جمون " و "زردو " که در ارتفاعات قرار دارند از طریق لوله تامین می گردد . این مزرعه در سال های قبل که حاج محمد حسن مؤبد از توانایی بیشتری برخوردار بود ، بسیار سرسبز و دارای انواع درختان میوه بود که در حال حاضر رونق چندانی ندارد . در اطراف جمون نیز معدن خاک  سرخ جهت تهیه ضد زنگ ومعادن سرب و فیروزه وجود دارد .
با ورود به مزرعه منک می توان به سرچشمه آب رفت و از آب گوارا و شیرین آن نوشید وساعاتی را در کنار این چشمه و استخر زیبا و درختان اطراف آن گذراند و از زیبایی طبیعت و کوه های سر به فلک کشیده آنجا و نغمه پرندگان لذت برد  .
محل استراحت در این مزرعه تلّار ( = آلاچیق ) می باشد که در کنار آن آتش  و چای آتشی همیشه مهیا است . اگر در تابستان به این مزرعه رهسپار شوی می توان از میوه های گوناگون آن نظیر زرد آلو ، سیب گلاب  ، انار ، توت ، آلبالو ، گردو ، بادام ، انجیر ، گلابی، هلو ، انگور و انواع صیفی جات ، سبزی و حبوبات استفاده کرد .
اتاق ها در این مزرعه از سنگ وگل ساخته شده و دارای در های قدیمی چوبی می باشد  و همچنین مسجدی در این مکان می باشد که توسط حاج محمد حسن مؤبد تأسیس شده است و کف اتاق ها و مسجد با زیلو هایی فرش شده که توسط حاج محمد حسن مؤبد و همسر ایشان  بافته شده است.
از دیگر دیدنی های منک ، غار صوفه می باشد . این غار در بالای کوهی به همین نام قرار گرفته است . هرچند بالا رفتن از این کوه کمی دشوار می نماید ، ولی وقتی وارد این غار می شوی چشم اندازی بسیار زیبا دارد که از آنجا می توان صدها کیلومتر مناطق دوردست  روبروی غار را دید . از عجایب این غار، ارتفاع دهانه آن می باشد که به بیش از 20 متر می رسد و در بالاترین ارتفاع آن یک درخت انجیر روییده است  . هر چه به انتها ی غار می رویم از ارتفاع آن کاسته می شود تا جایی که به 10 سانتیمتر می رسد و همچنین طول غار بیش از    50 متر می باشد  که انتهای آن بسیار مرطوب است  ونوعی گل وجود دارد که به هیچ عنوان آب از آن عبور نمی کند .در این غار پروانه های بزرگ و زیبایی زندگی می کنند که تعداد آنها به هزاران عدد می رسد  . همچنین در اطراف غار معدن  سنگ باریت وجود دارد .
این مزرعه  برق کشی نمی باشد که وسیله روشنایی در شب ها چراغ فانوس می باشد و غذا نیز به وسیله  آتش  تهیه می شود .
همچنین از عجایب این مزرعه این است که از آبان ماه خورشید ساعت 9 صبح  نمایان می شود و ساعت 3 بعد از ظهر پنهان می گردد  و به تدریج در آذر و دی ماه  تقریباً آفتاب برای لحظاتی به این مزرعه می تابد  . در فصل زمستان این مزرعه پوشیده از برف و یخ می باشد و رفتن به آنجا نیز مشکل است  . شب های منک  حتی در تابستان سرد می باشد و بدون پتو و لحاف نمی توان شب را سپری کرد . ساعت خواب در منک یک ساعت پس از اذان مغرب و ساعت بیداری هنگا م اذان صبح می باشد . نا گفته نماند که در منک ندای ملکوتی اذان دقیقا در وقت شرعی و بدون استفاده از ساعت توسط حاج محمد حسن مؤبد طنین انداز می گردد . همچنین در شب های چهارشنبه و جمعه هر هفته دعای توسل و کمیل و همچنین مراسم روضه خوانی توسط حاج محمد حسن مؤبد برگزار می شود .
از دیگر زیبایی های این مزرعه ، شب های بسیار پر ستاره آن می باشد که تمامی صور فلکی قابل مشاهده است.
یکی دیگر از قسمت های دیدنی منک " گدار بالا " می باشد که در مشرق منک واقع شده و گردنه ای است مرتفع که همیشه در آنجا باد نسبتاً تندی می وزد ودر تابستان  نشستن بر فراز این گدار بسیار لذت بخش می باشد و چشم انداز بسیار زیبایی نیز دارد . این گدار محل عبور حیواناتی از قبیل قوچ و کل می باشد .
از محل های دیدنی دیگر منک ، سیلوی کوچکی است در دل کوه که" کندو" نام دارد . ظرفیت این کندو در حدود 200 کیلو گرم غلات است . در زمان های قدیم که راهزنان به ده ها و مزارع منطقه حمله می کردند، اهالی منک به اندازه چند ماه آذوقه خود را در این کندو پنهان می نمودند و جالب این جاست که این کندو آنچنان به رنگ صخره های اطراف آن ساخته شده که تا فاصله 5 متری ، قابل تشخیص نیست .  
پوشش گیاهی طبیعت اطراف منک درختانی از قبیل بنه ، بادام کوهی و انجیر کوهی و همچنین بوته هایی از جمله ترخ ، قیچ ، پرشم ، چزه ، علیجان ، انگور شغال ، ریش قاضی ، اسفند و نیز گیاهان دارویی ومعطر مانند زیره، تخمه صحرایی ، آویشن ، تخمه شربتی ، اسطو خودوس ،پونه ،خاکشیر،رازیانه، بو مادران و شیرین بیان می باشد .
حیواناتی که در طبیعت منک یافت می شوند شامل بز کوهی ، کل ، قوچ ، میش ، کبک ، تیهو ، بلبل کوهستان ، مار ، سیاه دم  ،  گنجشک ، هد هد ، کلاغ ، زاغ ، جغد ، مرغ حق ، شغال ، روباه ، یوز و سیاه گوش می باشد .

تاریخچه منک

این مزرعه در اواسط قرن 11 هجری توسط فردی غیر بومی که احتمالاً از اهالی توابع یزد بوده احیاء گردیده و از آب چشمه جهت  آبیاری زمین کشاورزی استفاده می نموده است . آن زمان چند درخت از قبیل سنجد و نارون وجود داشته که از بقایای این درختان فقط تنه خشک شده یک درخت نارون به جا مانده که آن نیز در سال های اخیر محل مخفی شدن افراد شکارچی جهت شکار بوده به طوری که سه نفر در آن به خوبی جای می گرفتند و در نهایت توسط یکی از همین شکارچیان به آتش کشیده شده است  و بقایای سوخته آن وجود دارد .
چوپان فردی به نام احمد که سرمایه دار آن زمان بوده و تعداد زیادی گوسفند و زمین کشاورزی  داشته  ، گوسفندان را به منطقه منک آورده و از دور درختان را می بیند و جهت آب دادن گوسفندان و استراحت روانه آنجا می شود. در این لحظه صاحب مزرعه می آید و جلوی گوسفندان او را می گیرد و اجازه نمی دهد از چشمه آب بخورند. چوپان به نزد احمد رفته و جریان را برای او تعریف می کند . احمد تصمیم می گیرد فردای همان روز به منک برود و مزرعه  را خریداری نماید. روز بعد ، احمد منک را به بهای 20 رأس گوسفند خریده و به او می گوید که گوسفندان خود را جدا کند و رهسپار دیار خود گردد . صاحب چشمه پس از جدا کردن گوسفندان از گله احمد ، از او می خواهد که گوسفندان را آب دهد .  در این لحظه احمد اجازه نمی دهد و صاحب چشمه از مسیر گدار ندک  به منطقه پشت کوه و یزد می رود .

احمد برای ازدواج دختر کوچکش شرط می گذارد که هر کس او را می خواهد می بایست به منک رفته و در آنجا زندگی کند - این تصمیم را از این جهت گرفته که آنجا آباد شود . فردی به نام یعقوب اقبال این شرط را قبول کرده و به همراه دختر کوچک احمد راهی منک می شود . یعقوب نیز برای  ازدواج دختر کوچکش زلیخا همان شرط  را می گذارد . فردی به نام غضنفر مؤبد ، از اهالی اردیب ( از روستاهای اطراف ایراج ) این شرط را قبول کرده و با دختر کوچک یعقوب ازدواج می کند و در منک زندگی کرده و در جهت آبادانی بیشتر آنجا می کوشد که در این زمان منک دارای درختان زرد آلو ، سیب ، انار ، انگور و غیره می شود و بهترین زرد آلو را در منطقه داشته است . بعد از غضنفر، پسر ایشان " حاج محمد حسن مؤبد " در نگهداری و آبادانی این مزرعه می کوشد و در حال حاضر نیز با زحمات ایشان ، این مزرعه همچنان پا بر جا و زیباست به طوری که " بهشت کوچک " منطقه نام گرفته است و پذیرای گردشگران و طبیعت دوستان می باشد .

علی مؤبد

 

 

 

مطالب مرتبط