خودمان حافظ میراث فرهنگی روستایمان باشیم

... می گویند هفت طبقه بوده است ، سایه آن هنگام غروب تا نزدیکیهای دشت اردیب می افتاده است ، بلندای آن به گونه ای بوده که شب هنگام  آتش بر فرازش  می افروختند و تمامی روستاهای اطراف آن را مشاهده می کردند و راهنمایی بوده است برای کاروانیان و گمشدگان بیابان .
ستونها و دیوارهای بلندش نگاه هر بیننده ای را مجذوب خود می کرده و انگشت حیرت را بر دهانشان پیوند می داده است . دیوارهای راسخ و پابرجای آن همواره کمر یاغیان را شکسته است . برجهای محکم و ستبر آن محل قدرت نمایی افسران دلیری بوده که از وطن خود دفاع می کردند . شکوه قدرت بوده ، نگهبان روستا و حامی مردمان رنج دیده.
اما چه شد آن همه اقتدار ؟ به کجا رفت آن نماد بزرگ پیروزی که اکنون تنها  می توان سقفهای فرو ریخته و دیوارهای شکسته اش را دید ؟ آن دیوارهای محکمی که آشوبگران را به زانو در آورده بود ، اکنون با سرپنجه های نازک کودکی فرو می ریزد . آن ستونهای بلندی که یارای مقاومت در برابر هزاران دشنه دشمن را داشته است ، اکنون بر پاهای سست خود لرزانند و به تماشای فروپاشی خود نشسته اند . آن سقفهایی که روزگاری سر پناه مردمان بی پناه بوده اند ، اکنون دیگر بر سرلوحه دفتر مرگ نقش بسته اند . آن دژ مستحکمی که مردمان پاک ، ذره ذره خشت و گل آن را با شرف و غیرت خود سرشتند ، اکنون دست آشوبگر و ناپاک زمان آن را به ورطه سقوط می کشاند .
... اندکی رو به رویش می ایستیم و به پیشانی بلند چین خورده اش می نگریم  و همچون فرد غریبه ای از کنارش می گذریم غافل از اینکه آن آشنای دیرین ماست ، آن اصالت و فرهنگ ماست که با گوشت و خون ما عجین شده است و پیوندی دارد بین ما ناگسستنی .
اما هنوز هم می شود بر دیوارهای بلندش تکیه زد و اندکی در سایه آن آرمید ،  هنوز هم می شود بر بلندای آن نظاره گر زیبایی بود ، هنوز هم می شود از آن به عنوان افتخاری بزرگ یاد کرد .
بیاییم همه با هم این ارابه بزرگ مرگ و نیستی را که بر پیکر زخم خورده قلعه روستایمان می تازد ، از حرکت باز داریم ، بیاییم لبه تیز قدّاره ها و داسهای بی رحمی که کشتزار  ارزشهای روستایمان را درو می کند ، کُند سازیم .
امید است روزی شاهد آن نباشیم که همچون حمام قدیمی ، آسیابهای قدیمی ، برج و... که امروزه از آنها تنها آه و افسوس برایمان به یادگار مانده است ، برای قلعه روستایمان هم آه و افسوس بماند .
و در پایان ، بیاییم خودمان حافظ میراث فرهنگی  روستایمان باشیم.

علی اکبر نجفی

 

مطالب مرتبط