اصطلاحات ، ضرب المثل ها و ابیات ایراجی

  • اومدی آتش ببری (کسی که با عجله آمده و می خواهد زود برود ) .
  • دل بچه آب شد ( وقتی که چیزی را  می خواهند بخورند و بچه منتظر است و نگاه می کند ، این عبارت به کار می رود ) .
  • امروز خر کی ( خر چه کسی ) سقط می کنه ؟( برای وقتی به کار می رود که کسی بر خلاف قبل ، کار مثبتی انجام می دهد . )
  • مثل گربه بی چشم و رو می مونه  ( قدر نشناس است )  
  • کیسه گردوی کَر ( کنایه از کسی که فقط ادعا دارد)
  • کیسه گردو ( به بچه ای می گویند که تا نزدیکش می شوند گریه می کند )
  • لنگ کسی را توی سر  کسی زدن ( کنایه از اینکه  کسی را بالاتر و بهتر از کسی دانستن )
  • تخم های خاکشیر ( کنایه از چیز زیاد و انبوه و همچنین به کنایه به فامیلهای زیاد می گویند )
  • سیب منو خوردی پیله بده ( بچه ها وقتی که کرم داخل سیب را بیرون می آورند آن را از قسمت دهان با دو انگشت می گیرند و رها می کنند که در این حالت کرم به تار خود آویزان می شود که برای آن می خوانند "سیب منو خوردی پیله بده "
  • کارد به شکمت بخوره ( خطاب به انسان یا حیوان شکمو می گویند )
  • مگه شلغم داغ تو دهنته؟(برای کسی به کار می رود که تند تند صحبت می کند )
  • نُو (nov) به آسمونه ( باران زیاد می آید )
  • پنبه تو رویت بمالند ( بمیری )
  • شاالله مرغ شی از پیشم  بپری ( بمیری ، وربیفتی  )
  • شاالله به تخت نرسی
  • امیر پنج : رشید و جوان ( ....مثل امیر پنج می مونه )
  • تو کاله گردو جا کردن : تحت فشار قرار دادن شخص
  • من چه هیزم تری بِهِت فروختم  ؟  :  چه ظلمی به تو کردم ؟
  • هیچ کس نگفت خرت به چند : به من هیچ اهمیتی ندادند
  • قیقو کردن : کار بزرگ انجام دادن
  • مایه انگل : باعث درد سر
  • علی بی غم : کنایه کسی که غصه نمی خورد و بی خیال است 
  • گدا سامره : کسی که در گدایی سمج است
  • به درک مِنَنّا ( من الله ) : نوعی پرخاش  
  • پاچه ور مالیده :  پر رو  و بی حیا
  • چوپان چوبش را انداخت : کنایه از اینکه چوپان گله را  ول کرد
  • تنگش را بکش : به او سخت بگیر
  • اوسارش رو پشتش افتاده : اختیارش دست خودشه
  • خر خودشا دراز بسته : پاشا از گلیمش درازتر کرده
  • میخش را بکوب : سخت گیری کن ( ... همچون میختا بکوبم که خودت بگی ایوالله)
  • چوب تو کثافت ور کردن : کنایه از اینکه مسأله ای را زیادی کش بدهند ( ...هرچی بیشتر چوب تو کثافت ور کنی گَندش بیشتر می شه )
  • چوبهای کج : کنایه از کسانی که کارشکنی می کنند
  • مثل چوب خشک شده بود : لاغر و ضعیف شده بود
  • هُرم به زمین اومده : کنایه از اینکه زمین کم کم دارد گرم می شود ( اواخر بهمن و اوایل اسفند )
  • گُردَه ام تو دلم افتاد : ضربه  محکمی خوردم
  • گوشی بودن : هر حرفی را از کسی باور کردن
  • تنور از هُو افتاد : گرمای تنور کم شد
  • آتش از سرم دررفت : کنایه از اینکه بسیار غافلگیر شدم . شوکه شدم .
  • نون پشت نداره : برشته نیست
  • خمیر تِج نداره : خمیر چسبندگی نداره
  • دل بذار : توجه کن
  • از این پوست در بیا برو تو پوست دیگه : کنایه از اینکه اخلاق و رفتارت را عوض کن
  • ته قلیف را درآورد : تا ته غذا را خورد
  • دل و جگرم بالا آمد : حالم به هم خورد
  • دلم داره چرخ می زنه : حالت تهوع دارم
  • دل پاره می کنه : زهره ترک می شود
  • زَهره ام آب شد : خیلی ترسیدم
  • پَر و پُتَت را به باد می دهم : به حسابت می رسم
  • پخش زمین شد : محکم زمین خورد
  • خر پیر : کنایه از کسی که سن و سال دارد ولی عقل ندارد
  • هزار گربه به رقص می کنه : هزار جور شیطنت می کنه
  • هزار تیارت در میاره  : هزار جور بازی در میاره  
  • شومی کردن : در کار بد زیاده روی کردن در حدی که همه عاجز شوند
  • جون سقط : سخت جان
  • راه قرض داشتن : بی خود و بی جهت راه رفتن
  • سیراتی نداشتن: دیر سیر شدن
  • سُمباتون سابید : برای کسی به کار می برند که بی جهت مسافت طولانی را برود
  • اُجاقش کوره : بچه ندارد
  • پا رو چوری نذار : وقتی که بد گویی کسی را می کنند و در آن جمع ، فامیلهای شخص حضور دارند و شخص بد گو متوجه نیست، برای متوجه شدن او  می گویند "پا رو چوری نذار"
  • سر زبون گذاشتن : کسی که کاری برای کسی انجام داده و همه جا بیان می کند
  • منت سُنت داشتن (وقتی کسی منت دارد )    ( ....منَتِت به زمین )
  • مزد خواب : وقتی کسی از خواب بیدار می شود و هنوز کسل است و زیاد حوصله ندارد ، می گویند مزد خواب می خواهی
  • شب شکست : شب از نیمه گذشت ، که یکی از نشانه های آن سرد شدن هوا است و کسی که ساعت ندارد در آن موقع شب از سرما  می فهمد که بعد از نیمه شب است .
  • قُلُپ هایش را پر از باد کرده ( کنایه از اینکه منت دارد )
  • لباسهاما بگردونم : لباس هایم را عوض کنم
  • یه شَبَنده روز ( شبانه روز ) فامیلیم : نسبتی با هم داریم
  • علف در آغال بو میده = مرغ همسایه غازه
  • نشاشیدی شَبت درازه ( زیاد هم خوشبین نباش ، تا پایان راه زیاد مانده )
  • آدم دستپاچه چهل جا می شاشه
  •  به دعای گربه بارون نمیاد
  • سگ زرد برادر شغاله
  • نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم
  • اگه عروسی نرفتیم لب بون عروسی رفتیم
  • بعد هفتاد    برفی افتاد ( بعد از مدتها این اتفاق افتاد )
  • اومدی لحاف رومون بندازی : وقتی شب دیر وقت به شب نشینی کسی می روند صاحب خانه می گوید "اومدی لحاف رومون بندازی "
  • دست و پا به هم می مالی  : کسی که در کاری معطل کند می گویند چقدر دست و پا به هم می مالی
  • جیغ زرد و سرخ نکش : به بچه ای که جیغ بلند بکشد می گویند " اینقدر جیغ زرد و سرخ نکش "
  • از هر چی بدم میاد خدا تو کاسه ام میذاره  (=مار از پونه بدش میاد دم خونه اش سبز می شه )
  • نه خود خورم نه کس دهم / گَنده کنم به سگ دهم
  • خدا خرا شناخت شاخش نداد  اگر نه شاخ تو عالم ور می کرد
  • گر هوسه ما را بسه
  • از دست تو دونو رو تُوه شدم
  • چوب خرس به بُته خورده : کنایه از فراوانی میوه
  •  شاالله از سر ناخون پات دربیاد ( نوعی نفرین برای کسی که مال کسی را خورده باشد )
  • روزم به چه مونا  که شبم پنبه زنونه
  • به پیغوم خر هم آب نمی خوره
  • اگه از دیوار صدا در آومد ، از این هم صدا در اومد
  • اگه شما چشیدید ،  ما هم چشیدیم
  • آخر پیری معرکه گیری
  • از ریش می کنه به سبیل می چسبونه
  • هر چی بیشتر می گم تو کمتر می شنوی
  • گوشِت چار چار می شنوه  ( کنایه از اینکه  اشتباه می شنوی )
  • ماه ور رویت ندیدم که...
  • اون روز که روزونت بود / سازو بند تُمّونت بود
  • خر شل معطل چش
  • تُوَه به دیگ گفت تَهِت سیاه   ، لقلا در اومد گفت صّل علی صّل علی
  • صافی به اُفتابه گفت ای دو سوراخه ،  لقلا در اومد گفت صّل علی صّل علی
  • به چغو گفتن منار به ....ات؛ گفت یه چیزی بگو بگنجه
  • به شتر گفتن چرا پاهت کجه ،  گفت چیَم مثل همه کسه
  • به شتر گفتن از کجا می آیی گفت از حموم ،  گفتن از کُنده زانوت پیداهه
  •  گُه به گُهدون می برن ،  زیره به کرمون ، چغندر به هرات
  • شغال از گُمب باغ در میره گمبا می گیرن
  •  به گربه گفتن شاشت دوا ،  خاک رویش کرد
  • هَلَندَر اومد و مهمون ما شد / کلاه بر سر نهاد سلطون ما شد
  • غلوم سیاه خون دیده / دیشب تو تُمبون ریده
  • یکی بود دو تا شد  ، ناشکری کردم سه تا شد
  • یه لا نمی رسه دو لا می کنه
  • مگه ما چَزّه اوردیم و شما شَدّه
  • هر جا عیدتا  کردی حالا برو نوروزتا هم بکن
  • سنگ تیغت مُهر : کنایه از اینکه سهمیه ات تمام شد .
  • خر پیر    اوسار  رنگین
  • کار بد صاحب نداره
  • بازی شیردوشو در آوردن ( کسی کار بد را به عهده نمی گیره )
  • سگ را تَرِش کن   نجستَرش کن
  • جایی برو بخوننت / جایی نرو بروننت
  • درخت آلو را نمی شه به شمشاد پیوند زد
  • از وقتی شغال شدم تو همچون گُمبی گیر نکردم
  •  گله تاب خورده  بز  گر  جلو  افتاده
  • انگار پاش تو حناهه : در مورد کسی که یواش می آید به کار می رود .
  • اگر از آسمون گندم بباره / خوراک کبک در کوهسار سنگه
  • تنبل نرو به سایه /  سایه خودش می آیه
  • اگر خواهی که بینی لذت خواب /  سرت در سایه کن پایت در اُفتاب
  • نکرده کار نبرش به کار /  گر بردی چندش مزد کار
  • زن کارَکی    مرد کارَکی    تا بگذره روزگارکی
  • مرد سیله   زن سیل بند
  • طما را نباید که چندان کنند  که صاحب کرم را پشیمان کنند
  •   ...نمی خوام نمی خوام جیبم کن : ضرب المثلی است که برای  کسی  که چیزی را در ابتدا نمی خواهد و بعد بسیار به آن تمایل پیدا می کند  ،  به کار می برند .

اباذر نجفی

 

مطالب مرتبط